
نقد سریال استراتژیک مافوق طبیعی (Supernatural) توسط استاد حسن عباسی در فرهنگسرای ارسباران
ایجاد تصویر استراتژیک از مناسبات عالم که می تواند باور انسان را منحرف کند و یا خط دهی خاصی به آن داشته باشد نظیر جستجوی خدا در کسوت طبیعی ، ملموس کردن غیب و …. نگاهی است که دارای تاریخ گسترده ای در سینما می باشد. سریال SUPER NATURAL مدعی این مسئله است که هر آنچه در عالم ماورا و بیرون از طبیعت وجود دارد را میتوان در روی زمین عینی کرده و با مناسبات مادی آن را سنجید.این سریالی اومانیستی می باشد(انسان گرایی) که در ۴ حوزه خدا، فرشتگان، و شیاطین ساخته شده و در نهایت قدرت بشر بر آن سه حوزه دیگر برتر نشان داده می شود. از سال ۲۰۰۵ تا 2010، ۵ فصل این سریال در ۱۰۴ قسمت پخش شده است،و فصل 6آن نیز پخش شده. تا کنون ۱۳ نفر آن را کارگردانی کرده اند.
بستر تعلیق عبارت است از: امپریسیسم (اصالت حس و تجربه)
خط تعلیق اصلی: امانیسم (اصالت بشر)
مؤلفههای استراتژیک سریال:
۱- القاء اصالت حس (و در نتیجه نفی غیب).
۲- القاء آرماگدونیسم و نبرد نهایی.
۳- القاء آپوکالیپسیسم و پایان جهان.
۴- القاء استیصال خدا، خستگی خدا و ملائک.
۵- غیب هراسی، خدا هراسی و ملائکه هراسی در ژانر وحشت.
۶- القاء مرگ خدا و تقسیم ارثیه دنیا میان بشر و شیاطین و فرشتگان.
۷- القاء امانیسم و اصالت بشر در نسبت با خدا و فرشتگان.
۸- القاء برتری شیاطان.
۹- القاء نئوپاگانیسم و کفرکیشی نوین، با کنار زدن خدا و فرشتگان، و جایگزینی بشر.
۱۰- القاء مافوق طبیعی بودن بشری که روبروی موجودات مافوق طبیعی می ایستد.
۱۱- القاء توان بالای اغواگری در قدرت نرم شیطان.
